|
|
عليرضا فراهانييکي از وجوه اشتراکات ميان دو دولت نهم و اصلاحات را مي توان در دست و پنجه نرم کردن اين دو دولت با مشکلات فراوان دانست؛ مشکلاتي که هر چند از لحاظ ظاهري با هم تفاوت دارند، اما از يک ريشه سرچشمه گرفته اند. در اواخر دوران دولت اصلاحات مساله هر 9 روز يک بحران ديگر به امري عادي مبدل شده بود؛ بحران هايي که جريان اصلاحات را به مسيري پر دست انداز سوق مي داد و باعث ايجاد تنش در اين مسير مي شد. دولت خاتمي در آن زمان با روبه رويي دو جناح به طور کلي مواجه بود که يکي از اين دو جناح که افکار و عقايد خود را در تضاد با جريان اصلاحات مي دانست به طور علني و بدون هيچ گونه واهمه يي براي دولت و جناح همراهش سنگ اندازي مي کرد. از همين رو براي رديابي آبشخور بحران ها نيازي به تلاش زيادي نبود. هر چند که بايد اذعان داشت که بسياري از بحران ها هم به دليل عدم تدابير درست از سوي خود اصلاح طلبان به وجود آمد، اما به طور کلي اساس بحران زايي براي خاتمي و دولتمردان در تفکرات مردان جناح راست بود که مي خواستند با ايجاد چالش براي دولت خاتمي بنيان جريان اصلاحات را تضعيف و خوراک مورد پسند خود را بر سر سفره قدرت بگذارند. شايد اگر نگاهي هم به تحولات قدرت در سه، چهار سال گذشته داشته باشيم به اين نتيجه برسيم که انديشه بحران زايي براي دولت اصلاحات کارآمد هم بوده و سبب شده تا نتايج انتخابات هايي مثل شوراهاي دوم، مجلس هفتم و رياست جمهوري نهم به نفع آنها تمام شود. آن چيزي که بسيار مهم و مشخص است اينکه جنس بحران ها در دولت خاتمي با جنس بحران ها در دولت نهم فرق داشته و بسيار متفاوت است زيرا اگر براي دولت اصلاحات و اصلاح طلبان، جناح مقابلي بود که به وضوح در جهت تضعيف و کاهش قدرت آنها کارشکني مي کرد و براي آنها سنگ اندازي مي کرد، براي دولت نهم اين جناح مقابل به غار سکوت رفت و در واقع به جاي آنکه بخواهد در جهت مقابله با دولت احمدي نژاد برآيد، در گوشه يي ساکت ايستاد و گاه با نقدهاي منفعلانه صدايي در حد نجوا از خود درآورد. اگر قسمت بزرگي از بحران ها در دولت اصلاحات، ايجادشده توسط جناح مخالف بود، اما در دولت احمدي نژاد اين بحران ها نه توسط مخالفان که به دست خود دولتمردان به وجود آمده است و حتي گاه اين بحران به دلخواه دولتمردان ايجاد شده است زيرا دولت هايي مانند دولت نهم که توده گرا هستند و با شعارهاي توده گرايانه مثل آوردن پول نفت سر سفره هاي مردم جلوه مي کنند. يکي از تفاوت ها ميان بحران هاي دو دولت اخير اين است که وجود بحران ها در دولت خاتمي مشکل آفرين و سنگ انداز بود، اما در دولت احمدي نژاد خصوصاً برخي از بحران ها که از لازمه هاي کار است، عدم وجودشان دولت را با اضطراب روبه رو مي کند. براي نمونه به چندي از اين بحران ها در دولت نهم توجه کنيم؛ 1- نرمش و مداراي دولت خاتمي در سياست خارجي سبب شده بود تا يک پشتوانه اعتمادي از جانب جامعه بين الملل کسب شود که هم به نفع منافع ما در صحنه جهاني بود و هم اعتبار و جايگاه ايران را بالا مي برد، اما به محض آنکه آقاي احمدي نژاد بر کرسي رياست نهاد اجرايي نشست با در پيش گرفتن سياست خارجي متفاوت و بيان صحبت هاي تحريک زا برخي مشکلات را ايجاد کرد. اگر دولتمردان اصلاح طلبان کوشيده بودند که نگاه سياسي جهانيان را به سياست ايران تغيير دهند و آنها را به احترام گذاشتن به ايران و ايراني وادار کرده بودند، دولت نهم در جهت نشان دادن اقتدار خود سبب شد تا با توجه به تهديدهاي رئيس جمهور نسبت به اسرائيل و امريکا، مجدداً در نگاه هاي جهاني حس بدبيني ظهور کند. 2 - آقاي احمدي نژاد قرار بود اگر در سوم تير 84 به پيروزي رسيد، در جهت بهبود اوضاع اقتصادي مردم قدم بر دارد و خود مدعي بود که مي تواند پول نفت را سر سفره مردم بياورد، اما در دو سال گذشته نه تنها در اين راستا از سوي رئيس جمهور و مردان دولتش گامي برداشته نشده که در جهت عکس آن اقدام شده است. چرا؟ بر هيچ کس پوشيده نيست که به دليل فقدان موقعيت اشتغال در جامعه کنوني بسياري از خانواده ها با کسب درآمد از طريق مسافرکشي با اتومبيل زندگي مي گذرانند. حال در چند هفته گذشته شاهد آن بوديم که به وضوح اين راه کسب درآمد هم از بخش عظيمي از جامعه گرفته شده است. اگرچه نمي شود برخي از مزاياي اين تصميم را ناديده گرفت - از جمله کاهش ترافيک شهر تهران - اما در صورتي مي توان از مزاياي سهميه بندي شدن بنزين استفاده کرد که با به وجود آوردن موقعيت اشتغال براي افراد جامعه دغدغه يي همچون از بين بردن موقعيت کار با اتومبيل براي جمعيتي بسيار وجود نداشته باشد. همين امر باعث شده که وضعيت اقتصادي بار ديگر مورد توجه قرار گيرد. نامه 57 اقتصاددان به رئيس جمهور درباره وضع اقتصادي جامعه از جمله مشخصه هاي شرايط مورد بحث ما است. به هر حال بايد توجه داشت که آنچه از وجود بحران ها در هر دو دولت و به هر شکلي متضرر مي شوند، مردم هستند که گاه نشان داده اند خود با تدابيرشان از پس بحران ها برمي آيند. |